قدر
لَکِ ...
این خیلی دردناک است که شب قدر را هم خرح می کنیم برای شور و احساسمان. منکر نیستم تاثیر و اهمیت احساس نیستم اما تناقض تلخی است اینکه حتی شب قدر را هم خرج قدر و شناخت نمی کنیم.
اندازه ی سنجش چنین چیزهایی نیستم و حقیقتاً ترس هم دارم از توصیه کردن چنین چیزی به کسی و نیز در اندازه توصیه کردن هم نیستم اما به گمانم خوب آمد که نطر شخصی ام را بیان کنم در این موضوع و آن اینکه: بهتر است برای چون منی که شب قدر را تا صبح به مطالعه بگذراند تا اینکه از این هیئت به آن هیئت و از این حسینیه به آن مسجد برود (و پر واضح است که نه هر مطالعه ای) و بهتر از آن اینکه مطالعه ها قبلاً الجام گرفته باشد و امشب خرج شود برای بالا و پایین کردن و سنجش برای رسیدن به نتایج.
وقتی شب قدر هم قدر خودمان و داشته ها و نداشته هایمان را نفهمیم، پس کی خواهیم فهمید؟ا گر شب قدر را هم خرج فکر کردن نکنیم پس کی باید فکر کتیم؟
اول پی نوشت: احتمالاً اکثر اوقات شب قدر را در خانه خواهم بود. البته نه پای تلوریون، بلکه پای کتاب و پای حجت خدا؛ حضرت عقل علیه السلام.
دوم پی نوشت: جالب است که شبهای معمولی به راحتی نمی خوابم تا طلوع قجر اما شب قدر خوابم می گیرد و جالب تر اینکه دست و پای "عدو مبین" هم بسته است و این چنین است. حقیقتا نیازی به کشیدن نیست؛ خودمان می رویم به دنبالش.