۰۶مرداد
لَکِ ...
انگار ما آدم ها می خواهیم فقط برای خدا خوب باشیم. انگار می شود که فقط برای خدا خوب باشیم.
یک شب ِ تمام گریه می کنیم و ناله که خدایا ببخش که کج رفتم، آن وقت فردا صبح دوباره شروع می کنیم به کلاه گذاشتن سر هم؛ به دروغ گفتن به هم؛ به تحقیر کردنِ هم.
من این را نمی فهمم که چطور می توانیم اینطور باشیم. من خودم را نمی فهمم. من نمی فهمم چرا هیچ خاطره ای از هیچ شب قدری ندارم که به یادش بگویم: «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند»
من نمی فهمم که چرا در هیچ شب قدری، "تازه برات"ی نگرفتم از او.
پی نوشت: خالی از لطف نیست خواندن این مطلب: اینجا