تبعید

از معبود
بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَ‌ةٌ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَ‌هُ:
بلکه انسان از وضع خود آگاه است؛هر چند (در ظاهر) برای خود عذرهایی بتراشد

(قیامت/13و14)
از عبد
بازی ایران و آرژانتین هم نشان داد
مقاومت شرط پیروزی است
نه مذاکره و سازش!

(شرط پیروزی/ عین لام)
از تبعید
بی خود نیست، طبع ما به سختی عادت دارد. ما عاشق سختی هستیم ولی مثل خیلی وقت های دیگر خجالت میکشیم از عشق هایمان سخن بگوییم؛ حتی به خودمان.

(تکراری)
آخرین نظرات
  • ۸ مهر ۹۸، ۲۲:۲۲ - 00:00 :.
    :(

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جمله دو خطی درباره مادر» ثبت شده است

۱۳مرداد

لَکِ ...



1. نمی دانم چرا، ولی همیشه وقتی یک پیرزن را که به سختی راه می رود می بینم از خودم و از زندگی ام خجالت میکشم. اضافه بر این اشک هم حلقه می بندد در چشمانم.

2. گاهی مادرم میگوید: «وقتی من پیر شدم ...». این جمله مادر گره می زند من را به خودم. این جمله را که می گوید نه میدانم چه باید در جواب بگویم، نه می توانم چیزی به زبان بیاورم. این جمله ترجمه لفظ "آنپاس" است برای من.

3. زندگی ام بالا و پایین زیاد دارد. گاهی خوبم و گاهی بد. گاهی دیگران را آزار می دهم و گاهی نه. گاهی قدر زحمات و مهربانی های سایرین را می فهمم و گاهی نه. گاهی بالا می روم و گاهی پایین می آیم؛ مثل همه.
زندگی ام بالا و پایین زیاد دارد اما نه در بالاهایش، نه در پایین هایش؛ هیچ وقت قدر مادرم را ندانستم.

پ.ن (محض خنده): یادم می آید در سریالی (که یادم نمی آید چه بود)، یک شخصیت (که فراموش کرده ام که بود) می گفت: "آدم مار بشه، مادر نشه".