مادر
يكشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۱۳ ق.ظ
لَکِ ...
2. گاهی مادرم میگوید: «وقتی من پیر شدم ...». این جمله مادر گره می زند من را به خودم. این جمله را که می گوید نه میدانم چه باید در جواب بگویم، نه می توانم چیزی به زبان بیاورم. این جمله ترجمه لفظ "آنپاس" است برای من.
3. زندگی ام بالا و پایین زیاد دارد. گاهی خوبم و گاهی بد. گاهی دیگران را آزار می دهم و گاهی نه. گاهی قدر زحمات و مهربانی های سایرین را می فهمم و گاهی نه. گاهی بالا می روم و گاهی پایین می آیم؛ مثل همه. زندگی ام بالا و پایین زیاد دارد اما نه در بالاهایش، نه در پایین هایش؛ هیچ وقت قدر مادرم را ندانستم.
پ.ن (محض خنده): یادم می آید در سریالی (که یادم نمی آید چه بود)، یک شخصیت (که فراموش کرده ام که بود) می گفت: "آدم مار بشه، مادر نشه".
سطر ششم =» آذار=آزار